سرویس بین الملل
استاد ادیان کالج لوتر آمریکا در گفتگو با پایگاه تخصصی مسجد:

اندیشه های برخی از مستشرقین پایه گذار اسلام هراسی است

(شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۶) ۰۵:۴۹

استاد ادیان و مذاهب کالج لوتر آمریکا معتقد است اندیشه های برخی از مستشرقین غربی منجر به ایجاد سیمای منفی و نادرست از اسلام و پایه گذار پدیده شوم اسلام هراسی در غرب بوده است.

پایگاه تخصصی مسجد، گروه بین الملل – وحید پورتجریشی: پدیده اسلام هراسی معضلی است که امروزه نه تنها دامان مسلمانان جهان را گرفته بلکه حتی گریبانگیر بسیاری از جوامع غربی نیز شده است. بروز نا امنی ناشی از اقدامات تروریستی گروه هایی همچون القاعده و داعش در جوامع غربی و ترس به وجود آمده در پس این اقدامات احتمالی نه تنها در میان سیاستمداران، بلکه حتی در افکار عمومی شهروندان عادی کشورهای اروپایی و آمریکا تنها گوشه ای از مشکلات ناشی از این پدیده شوم به حساب می آیند.
اما سوالی که با مشاهده این وقایع در هر ذهن روشنی ایجاد می شود این است که ریشه های اسلام هراسی چه مواردی هستند؟ اساسا خواستگاه این پدیده در طول تاریخ از کجا نشات گرفته و چه کسانی در بروز و تشدید تخاصم میان مسلمانان و مسیحیان دخیل بوده اند.

در همین راستا، خبرنگار گروه بین الملل پایگاه تخصصی مسجد گفتگویی با پروفسور «تد. اچ . گرین» استاد ادیان و مذاهب کالج لوتر آمریکا و نویسنده کتاب «ترس از اسلام» داشته است. گرین پیشتر سمت هایی همچون محقق ارشد موسسه فرانکلین در وزارت خارجه آمریکا و مسئول مطالعات اسلام هراسی و امور مهاجرین را در اختیار داشته است. وی همچنین مدرس رسمی تدریس مقابله با اسلام هراسی و خشونت علیه مسلمانان آمریکا در پلیس فدرال آمریکا (اف بی آی) بوده است.

متن کامل این گفتگو در ادامه تقدیم حضورتان می گردد:

1)      به نظر شما ریشه های ایدئولوژیک و مذهبی اسلام هراسی از کجا نشات میگیرند؟

ریشه های مذهبی اسلام هراسی به قرون اولیه تاریخ اسلام باز می گردند. ارتباط مسلمانان با مسیحیان به تاریخ صدر اسلام باز می گردد. برخی از این ارتباطات منجر به ایجاد روابطی مسالمت آمیز میان دو طرف شد که از این دست می توان به آشتی نامه پیامبر اسلام (ص) با مسیحیان در «دیر کاترین مقدس» (صومعه ای در مصر) اشاره کرد. هرچند که در اروپا، ارتباط و مواجهه اولیه مسیحیان با مسلمانان مبتنی بر شناخت از اسلام نبود. مسیحیان در آن زمان به مسلمانان به چشم مشرک می نگریستند. در زمان جنگ های صلیبی نیز مسیحیان به مسلمانان به چشم رافضی نگاه می کردند (رافضی در آیین مسیحیان به کسی گفته می شود که فهم اشتباهی از وحی خداوند به مسیح دارد).

لذا تنش های مذهبی میان مسلمانان و مسیحیان از زمان جنگ های صلیبی ادامه دارد که شامل آموزه های ضد اسلامی و حتی کتاب هایی می شود که از دوران رنسانس یعنی از قرن 16 میلادی به این سو به رشته تحریر درآمدند. در اروپا، ماهیت مذهبی این تنش ها عمدتا به زمان جنبش روشنفکری باز می گردد و با ورود استعمار به کشورهایی که عمدتا هم کشورهای اسلامی بودند، این تعارضات نیز ادامه یافته و از بین نرفت. لازم است بدانیم که در پایان قرن بیستم عمده مشکلاتی که برای مسلمانان مقیم اروپا ایجاد شد، دیگر کمتر به اعتقادات مذهبی مسیحیان بازگشته و فاکتورهای سیاسی و فرهنگی در این تنش ها جایگزین شدند. در آمریکا، هنوز هم شاهد عنصر مذهبی اسلام هراسی در میان سیاستمداران محافظه کار و جوامع مسیحی هستیم.

2)      ریشه ها و علل پدیده اسلام هراسی از نظر شما چه مواردی هستند؟

ریشه های سیاسی اسلام هراسی برآمده از جاه طلبی های امپریالیستی امپراطوری های مسیحی است. چنین جاه طلبی هایی در امتداد رقابت های این امپراطوری ها با امپراطوری های اسلامی صورت گرفت که تاریخ آن به قرون اولیه اسلام بازمیگردد. تا قرن هجدهم میلادی امپراطوری های اسلامی در این رقابت ها پیشتاز بودند. آنها به لحاظ فرهنگی، سیاسی و نظامی جلوتر از رقبای مسیحی خود قرار داشتند. از پایان قرن هجدهم و با راه یافتن استعمار دولت های اروپایی به کشورهای عمدتا اسلامی که از شمال آفریقا تا خاورمیانه و جنوب آسیا گسترده شد، این تفوق و برتری به دست رقبای مسیحی امپراطوری های اسلامی افتاد. همچنین این برتری تا پایان جنگ جهانی دوم نیز ادامه یافت. اما از آنجاکه در پایان جنگ، امپراطوری های اروپایی به عقب رانده شدند، دو امپراطوری جدید یعنی شوروی سابق و آمریکا ایجاد شده و جای آنها را گرفتند. رقابت های دوران جنگ سرد میان این دو ابرقدرت منجر به ایجاد اتحاد آنها با برخی حکومت های خاورمیانه شد تا از این طریق بتوانند مسیری امن برای دسترسی به منابع انرژی جهان (در خاورمیانه) برای خود دست و پا کنند.  این موضوع باعث شد تا اکثر کشورهای اسلامی درگیر رقابت میان این دو ابرقدرت در زمان جنگ سرد شوند. با سقوط شوروی سابق، ایالات متحده آمریکا تبدیل به تنها امپراطوری جهان شده و جدا از سیاستهای این کشور در خصوص اسرائیل، نیاز واشنگتن به منابع انرژی منجر به تعیین نوع روابط سیاسی آمریکا با کشورهای منطقه و نحوه همکاری با آنها شد.

آنچه تمامی این پروژه های سلطه طلبانه را به هم پیوند می داد، به تصویر کشیدن مسلمانان به عنوان مانعی بر سر راه توسعه امپریالیستی، جاه طلبی های اقتصادی و برطرف شدن نیازهای غرب بود. مشخصا ما شاهد وجود این ذهنیت پیش داوری در اروپا و میان اروپایی ها در قبال مسلمانان هستیم که ریشه های آن به تاریخ امپریالیستی مذکور باز می گردد.

پس از سقوط شوروی، مسلمانان به دشمن اصلی پروژه های امپریالیستی آمریکا در خاورمیانه بدل شدند و این ذهنیت ایجاد شد که تمامی مسلمانان کشورهای اسلامی به ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر و در پس آن جنگ علیه ترور، به نمایندگان دشمنان مسلمان غرب به تصویر کشیده شدند. این مساله منجر به افزایش تند و تیز اسلام هراسی شد.

3)      برخی معتقدند همواره هدف مستشرقین و مطالعات شرق شناسی آنها، یافتن راهی برای تسلط بر شرق بوده است. آیا از نظر شما ارتباطی میان ریشه های شرق شناسی و پدیده اسلام هراسی وجود دارد؟

شرق شناسی در اصل پایه گذار اسلام هراسی به حساب می آید. بسیاری از خصوصیات اسلام هراسی امروز مانند مدعیاتی همچون اینکه اسلام دینی فرومایه و یا مرتجع است، نشات گرفته از میراث به جا مانده از شرق شناسی است. به علاوه اینکه اسلام هراسی تا حد زیادی محصول اغراض سیاسی و قدرت سیاسی است و همین مساله آن را با سنگ بنای شرق شناسی و استشراق مرتبط می کند.

اما نکته اینجاست که نمی توان شرق شناسی و اسلام هراسی را به عنوان مفاهیمی برابر با یکدیگر در نظر گرفت. باید به خاطر داشته باشیم که برخی مستشرقین احترام عجیبی برای زبان ها، تاریخ و مذاهب مسلمانان قائل بوده اند. یک مستشرق به لحاظ معنایی کسی نیست که الزاما از اسلام و یا مسلمانان متنفر باشد. اگرچه برخی از مستشرقین چنین تفکری داشته اند. اسلام هراسی پدیده ای است که منحصر به تعارض با اسلام و مسلمانان است. همچنین شرق شاسی برآمده از دنیای علوم است. اسلام هراسی امروز تنها ناشی از مطالعه اندیشمندانه بر روی اسلام و مسلمانان نیست. 


پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید


پربازدیدترین ها